یک عمر دنبال بیست دویدیم. اونقدر دویدیم و دویدیم که اصلا نفهمیدیم کی ردش کردیم. کی پشت سر گذاشتیمش. یه روز صبح از خواب بیدار می شی و یادت میاد که بیست و یک ساله شدی. یادت میاد که بیست و رد کردی و حالا درست ایستادی وسط یه نا کجا آباد. بدون اینکه بدونی کجا می خوای بری و یا اینکه اصلا اینجا چه کار می کنی؟ بر می گردی و به پشت سرت نگاه می کنی. به آمار سیگارت که روز به روز بالا رفته. به گودی زیر چشم هات که روز به روز بیشتر شده. به تار موی سفیدی که امروز صبح روی شقیقه ات پیدا کردی. می دونی؟ بین بیست و بیست و یک خیلی راهه. راهی به وسعت تمام مصیبت هایی که توی این مدت کشیدی. راهی به وسعت تمام آرمان های بزرگی که توی این مدت خشک شدند. نیست شدند. راهی به وسعت پذیرش شکست. وقتی از بیرون به قضیه نگاه می کنی فکر می کنی خیلی راحت با کمی سعی و شهامت می شه خیلی کارهای بزرگی کرد. خیلی چیزها رو عوض کرد. ولی وقتی می ری توی بطن ماجرا، می فهمی که قهرمان ها فقط مال قصه هاست. می فهمی که هیچ کاری از دستت ساخته نیست. ایمان میاری به این حرف مصدق که بعد از یک عمر تلاش و مبارزه گفته بود: این مملکت هیچ وقت روی آزادی و پیشرفت را نمی بیند. آره! این ها همش چیزهایی که آدم بین بیست و بیست و یک می فهمه. اینجوری میشه که صبح روز اول بیست و یک سالگیت بیدار می شی و سیگارت رو روشن می کنی. و تنها فکری که توی سرته اینه که خواب موندی و به کلاس هشت صبحت نرسیدی.
بالاخره امروز دانشگاه فردوسي مشهد هم به موج ناآرامي هاي کشور پيوست. از چند روز گذشته بيانيه هاي مختلفي در حمايت از دانشجويان تهران در گوشه و کنار دانشگاه به چشم مي خورد. تا اينکه امروز دانشجويان با تجمع در مقابل در شمالي دانشگاه (روبروي سازمان مرکزي) اعتراض خود را به صورت علني اعلام کردند دانشجويان که جمعيتي بالغ بر 400 نفر مي شدند با سر دادن شعارهايي نظير:
- دانشجوي آزاده حمايتت ميکنيم
- دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد
- جنبش دانشجويي اميد ملت ما
- دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد
- تصفيه اساتيد ممنوع است
- دانشجو بپا خيز برادرت اسير است
و حمل پلاکاردهايي با عناوين:
- زنده باد دانشجويان آزادي خواه تهران
- آزادي، برابري
- در راه آزادي چيزي جز زنجيرهايمان براي از دست دادن نداريم
- طغيان شرف برده است
- نظاميان! در دانشگاه چه مي کنيد
- کميته انضباطي دادگاه فرمايشي
- رهايي ما در گرو همبستگي
- خفتگان امروز، بردگان فردا
و شعارهايي از اين دست، همبستگي خود با دانشجويان ديگر دانشگاه هاي کشور را اعلام داشتند
در اواسط برنامه يکي از فعالين سياسي دانشگاه فردوسي به سخنراني پرداخت و با يادآوري شب هاي پر التهاب 18 تير 78 در تهران و خرداد 82 در مشهد دانشجويان را به ايستادگي براي نيل به آرمان هاي جنبش دانشجويي و ملت ايران دعوت کرد. وي در ادامه به نمايندگي از دانشجويان اعتراض خود را نسبت به مواردي چند، من جمله:
- بازداشت رامين جهان بيگ لو
- بازداشت فعالين دانشجويي تهران مثل ياشار قاجار و عابد توانچه
- تصفيه اساتيد و خطر انقلاب فرهنگي قريب الوقوع
- فيلترينگ سايت ها
- برخورد هاي غير انساني کميته هاي انضباطي اعلام داشت. همچنين بيان داشت که خواست ما فقط عدالت نيست. بلکه آزادي جزو جدايي ناپذير عدالت است. در پايان هم با مخاطب قرار دادن دانشجويان يادآوري کرد که ما براي ايدوئولوژي نمي جنگيم. ما معتقديم که ايدوئولوژي بايد در خدمت مردم باشد
نکته قابل توجه حضور نيورهايي با لباس شخصي و بعضا بي سيم در بين دانشجويان بود. اما با توجه به هشدار اوليه مسئولين برگزاري تجمع مبني بر پرهيز از هرگونه اغتشاش و درگيري با نيروهاي فرصت طلب و با خودداري دانشجويان، تجمع به صورت کاملا آرام به پايان رسيد
در پايان بيانيه تجمع به شرح زير قرائت شد:
"جنبش دانشجويي آزاديخواه و مستقل ايران، روزهاي سرنوشت سازي را پشت سر مي گذارد. فشارهاي روزافزون کميته هاي انضباطي بر دانشجويان، توقيف و زير ضرب گرفتن نشريات دانشجويي، تصفيه استادان با سابقه در دانشگاه به هر شکل از جمله بازنشستگي اجباري، امنيتي کردن فضاي دانشگاه، حضور نيروهاي نظامي و امنيتي به بهانه هاي واهي در دانشگاه و انتصاب افراد غير متخصص و بي تجربه در پست هاي مديريتي دانشگاه، همه و همه يک چيز زا هدف گرفته اند: نابود کردن استقلال دانشگاه و سرکوب دانشجويان آزاديخواه
در چنين وضعيتي، دانشجويان صريحا اعلام کرده اند که دانشگاه سنگر آزادي است و اعتراض به سرکوب آزاديخواهان و مقاومت در برابر سرکوب گران، وظيفه جنبش دانشجويي
امروز جنبش دانشجويي آزاديخواهان ايران اعلام مي کند که تسليم فشارها و سرکوب ها نخواهد شد و خواست هاي اساسي جامعه و توده مردم را فرياد خواهد کرد. اگر امروز دانشگاه تهران و اميرکبير مورد تعرض نظاميان قرار مي گيرد، فردا سرنوشت دانشگاه هاي ديگر کشور، از اصفهان و تبريز و مشهد تا اهواز و شيراز و کرمان چيز ديگري نخواهد بود. در اين برهه سرنوشت ساز، اتحاد و همبستگي دانشجويان آزاديخواه در سراسر کشور رمز پيروزي آنان است
جنبش دانشجويي وامدار هيچ جرياني نيست. خواست هاي اين جنبش با نيازهاي اساسي جامعه گره خورده است و هيچ کس نمي تواند اين پيوند استوار را به تباهي بکشاند. علي رغم سانسور شديد خبري و تحديدات فراوان امنيتي، دانشجويان دانشگاه هاي تهران همچنان به اعتراضات خود ادامه داده و بر آنها پاي فشرده اند
در شرايطي که احتمال وقوع جنگ آمريکا عليه جمهوري اسلامي هر روز بيشتر شده و امنيت و آسايش جامعه و ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي و مدني آن در معرض خطر نابودي کامل و سقوط جامعه به ورطه جنگ هاي داخلي و خارجي قرار گرفته است، دانشجويان تهران راهي ديگر را در پيش روي جامعه قرار داده اند: مبارزه براي تعيين سرنوشت جامعه به دست خود؛ مبارزه اي که آزادي و برابري را هدف خويش اعلام مي کند
از همين رو وظيفه دانشجويان و همه مردم اين است که به حمايت از آنان بشتابند. ما دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد همبستگي کامل خود را با دانشجويان تهران اعلام کرده و خواهان آزادي همه دستگير شدگان در جريان حوادث اخير تهران و رفع تعقيب و احضار از همه دانشجويان هستيم
زنده باد دانشجويان تهران!
زنده باد آزادي و برابري!
مثل برگی پاییزی، افتاده روی زمین نمناک، که لرزه گام های هیچ رهگذری سکون و سکوت ابدی اش را ذره ای به هم نمی زند. تن داده به تجزیه. تن داده به استحلال.
خسته ام. از این حجم اندوه. از این هجمه بیگانگی. از این انبوه تصنع. خنده های مصنوعی. صمیمیت های مصنوعی. از این زندگی. از این نوشتن مزخرف.
نمی تونم بیشتر از این ادامه بدم. چون دارم حالت تهوع پیدا می کنم. از خودم. از تو. از اون. از همه چیز و همه کس. از این وبلاگ انتر که حتی این جا هم باید ظاهر سازی کنم.