تبليغاتX
شرنگ
شبانه های تنهای شب

۱. شاید بسیاری سال ۸۵ را سال افول قدرت احمدی نژاد بدانند. احمدی نژاد ضمام امور را در شرایطی به دست گرفت که تمامی ارکان نظام، از مجلس و قوه قضاییه گرفته، تا نیروهای نظامی و انتظامی و حتی احزاب و گروه های سیاسی ای که در دوران خاتمی آن همه مته به خشخاش گذاشتند، حمایت همه جانبه خود را از دولت نهم اعلام کردند. حمایتی که به ضئم بسیاری حتی دولت میرحسین موسوی هم از آن محروم بود. اما احمدی نژاد، استاد دانشگاهی که تنها تجربه اجرایی اش شهرداری تهران بود، پستی که با حمایت جامعه مهندسین و شریک قدرتمندش جمعیت ایثارگران و با کناره گیری مصلحتی هیئت موتلفه به دست آورده بود، نه این که قواعد بازی سیاسی را نیاموخته باشد، که حتی علاقه ای به یادگیری آن هم نداشت. بی توجهی به سهم خواهی هایی که بعد از هر پیروزی طبیعی می نماید از یک سو و ناتوانی رییس جمهور در عملی کردن وعده های انقلابی خود که تضعیف جایگاه او را در میان توده ای که نقطه اصلی قوت احمدی نژاد به حساب می آمد از دیگر سو، سبب شد که نه تنها رقیبان شکست خورده، سر از لاک سکوت خود درآورند که حتی صدای حامیان سرسخت دولت عدالت هم بلند شود. احمدی نژاد که پیش از این به خاطر بی توجهی به برنامه های زیرساختی و بنیادی و تکیه اغراق آمیز بر شعارهای به قول خودش «حامی دهک پایین جامعه» و به قول خیلی ها «مردم فریبانه» مورد انتقاد قرار می گرفت، از پوشاندن جامه عمل به همان وعده های پوپولیستی خود نیز ناتوان ماند

نداشتن برنامه ریزی مدون و مشخص، نیروهای ضعیف و بدون تجربه مدیریتی، مشاورانی که در دو سال گذشته کاری جز تعریف و تمجید از شعارهای رییس جمهور محبوب انجام نداده بودند، همه و همه دست در دست دادند تا کشور علی رغم قیمت بالای نفت در بازارهای جهانی، به ورطه سقوط اقتصادی کشانده شود. رییس جمهور جوان، برای جبران بدقولی هایش دست به دامان پول نفت شد. پول بی حسابی که از مجاری غیرنرمال و با کاربردی صرفا مُسکن وار، به بازار تزریق شد و به تبع آن رقم تورم، که خاتمی با وجود تمام بحران های داخلی و خارجی دوران ضمام داریش، آن را تک رقمی کرده بود، دوباره دو رقمی شد

احمدی نژاد دولت را در شرایطی تحویل گرفت که به خاطر افزایش قیمت نفت، شرایط مساعد روابط خارجی، چه در سطح منطقه ای و چه در سطح جهانی، ثبات نسبی اقتصادی، که یکی از دلایلش ابتکار خاتمی در تاسیس صندوق ذخیره ارزی بود، و دلایل زیاد دیگری که از حوصله این مقال خارج است، به اعتراف بسیاری، بی دردسرترین و آماده ترین دولت را در یک صد سال اخیر ایران در دست گرفت و علی رغم حمایت های همه جانبه ای که اشاره شد، نه تنها هیچ گام موثری برای توسعه و پیشرفت هر چه بیشتر برنداشت، که روز به روز کشور را در جهات مختلف به ورطه بحران کشاند. تا جایی که حتی آیت ا... خامنه ای هم در نقد دولت نهم سخن راند. مقام رهبری همواره تلاش برای حفظ وحدت نظام را یکی از وظایف اصلی خود دانسته و به آن پایبند بوده است. وظیفه ای که به خاطر احساس مسئولیت نسبت به آن، در دوران اوج انتقادهای ناجوانمردانه علیه خاتمی، در سخنرانی ای قاطع و کلیدی، به حمایت از دیدگاه های خاتمی پرداخت و دکترین «مردم سالاری دینی» را بر اساس دکترین «مردم سالاری» که پیش از این خاتمی آن را عنوان کرده بود، مطرح ساخت. وقتی همین آقای خامنه ای، با وجود تمام اشتراکات اعتقادی اش با احمدی نژاد، به نقد دولت نهم برمی خیزد، بیش از پیش می توان به وخامت اوضاع پی برد

۲. پیرامون نابسامانی هایی که احمدی نژاد، یک تنه، مسببش بوده است، سخن بسیار شده. ولی نکته ای که در سال گذشته کاملا مشهود بود و در کمال تعجب جای خالی اش در مطبوعات این روزها، که عمدتا به بررسی وضعیت ایران در سالی که گذشت پرداخته اند، دیده می شود، نقش پررنگ و حیاتی برخی از شخصیت های برجسته نظام، علی رغم عدم تطابق با وظایف ارگانی و تعریف شده شان، در حوزه سیاست خارجه ایران است

مسئله ای که با تشکیل «شورای راهبردی روابط خارجی ایران» به دستور رهبری و با عضویت ولایتی، خرازی، شمخانی، شریعتمداری و طارمی، نمود علنی و رسمی یافت. البته پیش از این، تجربه واگذاری پرونده هسته ای ایران به شورای عالی امنیت ملی را در دوران خاتمی داشته ایم. پس از بحرانی شدن پرونده هسته ای ایران و در پاسخ به هیئت اروپایی که نبود مرجع تصمیم گیرنده مشخص در ایران را یکی از گره های پرونده هسته ای می دانست، پرونده هسته ای به شورای عالی امنیت ملی، به ریاست وقت حسن روحانی واگذار شد

اقدام اخیر رهبری، بیش از هر چیزی، نشان دهنده وخامت اوضاع ایران در حوزه سیاست خارجه است، که نهایتا منجر به تاسیس این شورای راهبردی برای «کمک به تصمیم گیری های کلان و جست و جوی افق های نو در روابط خارجی جمهوری اسلامی و بهره مندی از نظرات نخبگان در این عرصه» شد

البته این شورا اولین ضربه گیری نبود که از سوی جمهوری اسلامی برای خنثی کردن واکنش جهانی، نسبت به دیپلماسی نابخردانه رییس جمهور در حوزه روابط خارجه، تعبیه می شد. قبلا در برخی محافل مطرح شده بود که سفرهای اخیر خاتمی به اقصا نقاط دنیا، اهداف و دست آوردهایی بیش از «سفرهای شخصی یک رییس جمهور بازنشسته» دارد. علاوه بر آن حضور علی اکبر ولایتی، دیپلمات کهنه کار، منطقی و متعادلی که ۱۶ سال بر مسند وزارت خارجه ایران تکیه داده بود، در پرونده هسته ای و سفر او به روسیه، یکی دیگر از تلاش های بزرگان عرصه سیاست ایران در جهت کنترل اوضاع جهانی بود

شاید کوبنده ترین اقدام بیت رهبری در نفی مواضع احمدی نژاد، مصاحبه مشاور رهبری با روزنامه فرانسوی بود که در آن رسما اعلام شد که ماجرای هلوکاست، با برخی تصحیحات در اعداد و ارقام، مورد تایید جمهوری اسلامی است

کار به حوزه روابط خارجی هم محدود نشد. برنامه بودجه سال ۱۳۸۶ چنان فاجعه بار است که به گفته «سعید لیلاز» نه مجلس و نه حتی خود هیئت دولت جرات به عهده گرفتن مسئولیت آن را ندارند و در حال پاس کاری اند. اوضاع نابسامان داخلی که موجب شد برای اولین بار، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به پشتوانه رهبری، اقدام به خط و نشان کشیدن برای دولت کند. این بار هاشمی رفسنجانی که به قول کارگزارانی ها، مرد بحران هاست، پس از سکوتی دو ساله، ناگزیر به متن فراخوانده شد تا در مورد اوضاع بحرانی ایران به احمدی نژاد هشدار دهد

۳. سال ۸۵ مملو از تلاش های بی دریغ بزرگان عرصه سیاست ایران جهت حفظ تمامیت ارضی ایران و خنثی سازی اقدامات تحریک آمیز احمدی نژاد بود. سالی که با حمایت رهبری، تا جای ممکن، تصمیم گیری در مورد مسایل کلان کشوری به نهادها و شخصیت هایی موازی با دولت واگذار شد. سالی که همه، صرف نظر از تفاوت ها و اشتراکات اعتقادی، دست در دست هم دادند تا سنگ هایی که احمدی نژاد به چاه می اندازد را دربیاورند

سال ۸۵ به راستی سال ضربه گیرها بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 19:24  توسط محسن  |