تبليغاتX
شرنگ -
شبانه های تنهای شب
چند روز نبودم. در حال فرار بودم از این گنداب. و وقتی آمدم خبر مثل پتک بر سرم کوبید. اکبر محمدی مرد. این چند سطر را به احترام او سفید می گذارم

 

 

 

 

 

 

 

اینجا نه جای ماندن است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 8:41  توسط محسن  |